عباس اقبال آشتيانى

340

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

مالياتى سنگين از مردم روم عازم مصر گرديد و در شام حكام بين راه همه جا از او استقبال و احترام شايان كردند تا آنكه در نيمهء اول ماه ربيع الاول سال 728 بمصر ورود كرد و در رسيدن به خدمت سلطان سه بار زمين خدمت بوسيد و سلطان او را به خلعت مشرف ساخته پهلوى خود نشاند و در پذيرائى از او مبالغه نمود و امر داد كه كسان تيمور تاش را كه در يكى از قلاع روم متحصن بودند بمصر بياورند ليكن ايشان حاضر بآمدن بمصر نشدند و بعضى بسلطان چنين فهماندند كه نيامدن ايشان بدستور تيمور تاش است چه او خيال بازگشت بروم و تحصيل حكومت سابق خود را دارد بعلاوه حاكم يكى از قلاع روم بالملك الناصر خبر داد كه تيمور تاش پدر او را بقتل رسانده و از سلطان دادخواهى كرد . الملك الناصر امراى خود را بتحقيق اين مسائل مأمور كرد و با اينكه تيمور تاش بر اين نسبتها اعتراض نمود سوء ظن سلطان نسبت به او رفع نگرديد . يك ماه بعد از ورود تيمور تاش بمصر نامه‌اى از ابو سعيد بسلطان مصر رسيد و در آن تفصيل قتل امير چوپان و تنبيه او مندرج بود و رسولانى كه اين نامه را بمصر آورده بودند بالملك الناصر گفتند كه ايشان تا قبل از ورود بدمشق به هيچ‌وجه از سرنوشت تيمور تاش خبرى نداشتند . الملك الناصر كه از به دو سلطنت ابو سعيد با او به دوستى سر مىكرد و كينهء بين ايلخانان ايران و سلاطين مصر و شام بسعى خواجه تاج الدّين عليشاه در ايام اين ايلخان به كلى مرتفع گرديده بود در مراسله‌اى دوستانه پناهندگى تيمور تاش را به خود به اطلاع ابو سعيد رساند و پس از دو سه بار تبادل سفرا بين دو پادشاه بالاخره الملك الناصر كه از شوكت و هيبت تيمور تاش در مصر وحشت زده شده بود محرمانه به ابو سعيد اطلاع داد كه تيمور تاش به اختيار اوست و هر قسم امر شود در حق او رفتار خواهد شد . ابو سعيد رسولى بمصر فرستاد تا تيمور تاش را به ايران بازگرداند . سلطان مصر تيمور تاش را ابتدا محبوس كرد و همراهان او را نيز گرفت و او را در حضور رسول ابو سعيد مورد ملامت قرار داد و گفت كه تو با ما طريق صفا نمىسپرى . تيمور تاش هيچ نگفت و چون رسول ابو سعيد از سلطان خواست كه او را تنها با خود به ايران برگرداند الملك الناصر از ترس آنكه مبادا در رسيدن به ايران تيمور تاش به وساطت بغداد خاتون و خواجه غياث الدّين محمد كه از دوستان قديم او